السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
24
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)
و اندامش از ترس خدا مىلرزيد . نماز را مثل كسى مىخواند كه گويا با نماز وداع مىكند و مىپندارد كه ديگر نماز نخواهد خواند ، - وعمرش كفايت نخواهد داد كه نماز بهترى به جا آورد . روزى در حال نماز يك طرف از رداى آن حضرت افتاد ، رداى خود را درست نكرد تا آنكه از نماز فارغ شد يكى از يارانش از اين موضوع پرسيد . او فرمود : واى بر تو آيا نمىدانى در برابر چه كسى ايستاده بودم ؟ براستى همان مقدار از نماز بنده پذيرفته است كه حضور قلب داشته باشد . آن مرد عرض كرد : پس ما هلاك شديم ! فرمود : هرگز . بلكه خداوند با قرار دادن نوافل ، كمبود نمازها را جبران مىكند . حضرت هميشه در تاريكى شب با انبانى پر از درهم و دينار از خانه بيرون مىرفت . و چه بسا كه مواد غذائى و هيزم به دوش مىكشيد و به در خانه فقرا و مستمدان مىرفت و در مىزد و هر كس از خانه بيرون مىآمد ، از آن اموال وغذاها به او مىبخشيد . وقتى به فقير بخششى مىكرد ، روى خود را مىپوشانيد تا شناخته نشود . چون امام رحلت نمود و آن بخششها قطع شد ، همه دانستند كه آن شخص امام على بن الحسين عليهما السلام بوده است . چون پس از وفاتش او را بر روى تخته نهادند تا بشويند ، پشت آنحضرت را نگريستند ، كه همچون سر زانوى شتر بر آن پينه بسته بود . زيرا بارهاى سنگين غذا و پول را بر دوش مىگرفت و به خانه فقيران مىبرد . روزى از خانه بيرون شد . رو پوش خزى بر دوش داشت . گدايى به آنحضرت بر خورد و از روپوش خوشش آمد . حضرت آن روپوش رابه آن فقير بخشيد .